مرتضى مطهرى
230
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
لَسَقَيْتُ آخِرَها بِكَأْسِ أوَّلِها « 1 » . اگر نبود كه عدهاى به عنوان يار و ياور به در خانهام آمدند و بر من اتمام حجت شد ، ديگر اينكه خداوند از دانايان و روشنضميران عهد وپيمان گرفته كه هر وقت اوضاعى پيش آيد كه گروهى آنقدر اموال و ثروتها و موهبتهاى الهى را به خودشان اختصاص بدهند و آنقدر بخورند كه از پرخورى بيمار شوند و عدهاى آنقدر حقوقشان پايمال شود كه مايهء سد جوعى هم نداشته باشند ، در چنين اوضاع و احوالى ، اين دانايان و روشنضميران نمىتوانند بنشينند و تماشاچى و حداكثر متأسف باشند . اگر چنين وظيفهاى را در حال حاضر احساس نمىكردم ، كنار مىرفتم و افسار خلافت را در دست نمىگرفتم و مانند روز اول پهلو تهى مىكردم . ابراز نگرانى و اتمام حجت و چون اين طور برنامهاى در دوران حكومتش داشت كه نه تنها اين بود كه در دورهء خودش نگذارد حيف و ميل بشود و حقوق مردم پايمال شود ، بلكه برنامهاش اين بود كه حقوق پايمالشدهء گذشته را كه اجحافگرها مال خود و ملك خود مىدانستند برگرداند ، روى اين حساب و اين نقشه ، خودش مىدانست كه چه جنجالى به پا خواهد شد ، لهذا با ترديد و نگرانى زير بار خلافت رفت و به مردمى كه آمدند بيعت كنند گفت : دَعونى وَ الْتَمِسوا غَيْرى ، فَإنّا مُسْتَقْبِلونَ أمْراً لَهُ وُجوهٌ وَ الْوانٌ لا تَقومُ لَهُ الْقُلوبُ وَ لا تَثْبُتُ عَلَيْهِ الْعُقولُ . مرا رها كنيد ، سراغ كسى ديگر برويد ، آيندهاى رنگارنگ و ناثابت در پيش است ، اطمينانى به موفقيت در اجراى آنچه وظيفهء اسلامى من به عهدهء من گذاشته نيست ، آشفتگيها در جلو است كه دلها ثابت نمىماند و افكار متزلزل مىگردد و همين شماها كه امروز آمدهايد ، وقتى كه ديديد راه بسيار دشوارى است از وسط راه ممكن است برگرديد . وَ انَّ الْآفاقَ قَدْ اغامَتْ وَ الْمَحَجَّةَ قَدْ تَنَكَّرَتْ افقها را ابر و مه گرفته و خورشيد در پشت ابرها مانده ، كارهايى شده و تثبيت گشته ، اشخاصى در اين تاريخ كوتاه كه از عمر اسلام مىگذرد به صورت بت درآمدهاند ،
--> ( 1 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 3 .